تبلیغات
ابزار دقیق و اندازه گیری الکترونیکی - مطالب دی 1392
 
ابزار دقیق و اندازه گیری الکترونیکی
آنچه که قابل اندازه گیری است را اندازه بگیر و آنچه که قابل اندازه گیری نیست را قابل اندازه گیری کن (گالیله)
درباره وبلاگ


مروری بر فن آوری های مورد استفاده در ابزار دقیق و اندازه گیری الکترونیکی

مدیر وبلاگ : ناصر حافظی مطلق
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ساده‎ترین تعریف الکترود (Electrode) عبارت است از ماده‎ای رسانا که بین بخش فلزی و غیرفلزی بک مدار ارتباط الکتریکی برقرار می‎کند. اما تعریف کامل‎تر برمبنای تعریف مبدل (Transducer) و حس‎گر (Sensor) قابل بیان است.
تراگردان (مبدل: Transducer): وسیله‎ای است که نوعی از انرژی را به نوعی دیگر از انرژی تبدیل می‎کند.
حس‎گر (Snesor): تراگرذانی است که خروجی آن از نوع انرژی الکتریکی است.
عمل‎کننده (Actuator): تراگردانی است که ورودی آن از نوع انرژی الکتریکی است.
الکترود: حس‎گری است که انرژی الکتریکی عمدتاً از نوع جریان یونی را به انرژی الکتریکی از نوع جریان الکترونی تبدیل می‎کند.
با توجه به این‎که الکترودها در اکثر موارد واسط‎های الکتروشیمیایی هستند، برای درک کارکرد آن‎ها نیاز به تعریف سه مفهوم سلول الکتروشیمیایی (Electrochemical Cell)، آند (Anode) و کاتد (Cathode) است:
سلول الکتروشیمیایی (Electrochemical Cell): وسیله‎ای است که قابلیت تبدیل انرژی شیمیایی به انرژی الکتریکی و برعکس را دارد.
آند (Anode): آند الکترودی است که که الکترون‎ها آن را ترک کرده ودر آن فرآیند  اکسیداسیون (اکسایش: Oxidation) اتفاق می‎افتد و لذا بار الکتریکی آن مثبت‎تر می‎شود.
کاتد (Cathode): کاتد الکترودی است که الکترون‎ها به آن وارد شده و در آن  فرآیند کاهش (احیا: Reduction) اتفاق می‎افتد و لذا بار الکتریکی آن منفی‎تر می‎شود.
با توجه به این که هر الکترود یک سلول الکتروشیمیایی (Electrochemical Cell) است، بر مبنای تعاریف بالا:
سلول اولیه (Primary Cell): نوع خاصی از سلول الکتروشیمیایی است که قابلیت وارون شدن فرآیند در آن وجود ندارد و لذا جایگاه آند و کاتد همواره ثابت است.
سلول ثانویه (Secondary Cell):  در سلول‎های ثانویه امکان معکوس شدن فرآیند وجود دارد و لذا ممکن است جای آند و کاتد تعویض شود مانند باتری قابل شارژ.
الکترود دوقطبی (Bipolar Electrode): الکترودی است که می‎تواند به‎عتوان آند یک سلول الکتروشیمیایی و کاتد یک سلول الکتروشیمیایی دیگر استفاده شود. 
مفهوم الکترود برای ادوات الکترونیکی و نیمه‎رسانا هم استفاده می‎شود مانند لامپ‎های خلأ (Vacuum Tube) و دیودهای نیمه‎رسانا (Semiconductor Diode).  در این ادوات آند الکترود مثبت و کاتد الکترود منفی است.













نوع مطلب : الکترود، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : Electrochemical cell، Electrode،

       نظرات
یکشنبه 22 دی 1392
ناصر حافظی مطلق
پخش صدای محیطی (Surround) فن‎آوری استفاده از 5 یا بیش از 5 بلندگو برای پخش صدا است. این فن‎آوری اولین بار توسط آزمایشگاه دالبی که موسس آن ری دالبی (Ray Milton Dolby) بود ارائه شد. 
ساده‎ترین شیوه ضبط و پخش  mono یا همان تک صدا نام دارد. تک صدایی به این معنی است که تمام صداها از یک کانال ضبط و معمولا بر روی یک بلندگو پخش می‎شود. سیستم بعدی که به صنعت سینما وارد شد، سیستم استریو (stereo) است.  کلمه stereo از stereophonic گرفته شده است که به معنی "چندصدایی" است. در این میان سیستم‎های اولیه‎ای که در استریو ظهور کردند دارای دو کانال ضبط بودند و صدا بر روی دو بلندگو پخش می‎شد. لابراتوار دالبی، موسسه ای که با استودیو های فیلم و شرکت های سازنده تجهیزات سینما همکاری دارد، فن آوری ضبط و پخش سینمایی را یک قدم فراتر برد و با اضافه کردن کانال‎های ضبط و پخش بیشتر، تجربه‎ای زنده را به تماشای فیلم‎ها اضافه کرد. سیستم‎های ضبط و پخشی که محصول لابراتوار دالبی هستند نام‎های متفاوتی دارند. سیستم دالبی استریو سه کانال روبرو و یک کانال پیرامونی دارد. تفاوتش با سیستم استریو این است که سیستم‎های اولیه استریو در سینما بر روی یک نوار مغناطیسی ضبط می‎شد ولی در این سیستم از نوار های نوری برای پخش دقیق‎تر و کم نویزتر بهره می‎گیرند. امروزه سیستم دالبی – استریو به عنوان سیستمی آنالوگ شناخته شده است. در سال 1982، لابراتوار دالبی سیستمی به نام دالبی – ساراند (Dolby Sorround) را برای سیستم‎های سینمای خانگی معرفی کرد. این سیستم با همان اصول سیستم دالبی – استریو کار می‎کرد ولی با این تفاوت که هر کدام از کانال‎ها را بر روی نوارهای ویدئو یا سیگنال‎های تلویزیونی قرار می‎دادند و بلندگوها در منزل به شیوه‎ای تنظیم می شد که تجربه ای مشابه سینما را به همراه داشته باشد. این سیستم دارای دو بلندگوی چپ و راست و یک بلندگوی عقب بود. سیستمی جدید با نام دالبی- پرو لوجیک (Dolby Prologic) در سال 1987 به بازار آمد که دارای یک بلندگوی جلو نیز بود. با گذشت زمان و حاصل شدن پیشرفت در زمینه استفاده از رمز گذاری (encoding)، میزان بیشتری اطلاعات با دقتی بیشتری بر روی فضایی کمتر ذخیره شد. این امر باعث پیدایش سیستم پیرامونی دیجیتال صدا (digital surround-sound system) شد. در سال 1993 همراه با اکران فیلم پارک ژورایسک، فن آوری جدیدی به نام Digital Theater Systems) DTS) به صنعت سینما عرضه شد. در این سیستم شش کانال متفاوت صدا بر روی یک یا دو cd ضبط می‎شوند و برای پخش، سینماها مجهز به دیسک خوان و یک رمزگشا هستند که بتواند اطلاعات cd را به شش کانال برای پخش تجزیه کند. در این سیستم سه کانال روبرو وجود دارد که با یک ساب ووفر (Sub Woofer) همراهی می‎شوند. دو کانال مجزا نیز در سمت چپ و راست وجود دارد. در سیستم های سینمای خانگی که dts را پشتیبانی می‎کنند، صدا و تصویر هردو برروی یک دیسک و در لایه‎های متفاوت ضبط می‎شوند ولی در سینما با یک کدگذاری، صدا و تصویر را هم زمان می‎سازند. سیستم دیگری که توسط دالبی معرفی شد، دالبی – دیجیتال نام دارد که به دلیل داشتن 5 کانال+یک ساب ووفر به دالبی 5.1 نیز معروف است. بعدا کانال‎های دیگری به این سیستم اضافه شدند. در سینمای خانگی سیستم‎های صدای فراگیر کمی متفاوت کار می‎کنند. این تفاوت به طریقه پخش صدا از روی دیسک‎های فیلم مرتبط است. در سیستم سینمای خانگی، اطلاعات صدای dts نسبت به دالبی از فضای بیشتری (فشرده سازی کمتر) بر روی دیسک‎های فیلم ذخیره می شود. به این معنی که dts کیفیت بیشتری نسبت به دالبی دارد. با این حال استفاده از dts در سیستم‎های سینمای خانگی و ارسال تلویزیونی کمتر رایج است. رایج‎ترین نوع سیستم‎های دالبی 5.1، 6.1 و 7.1 است. عدد سمت چپ نقطه تعداد کانال صدا و عدد سمت راست نقطه تعداد ساب ووفر را مشخص می‎کند. کانال ساب ووفر صداهای با فراکانس کم را پخش می‎کند که به صدا حالت بم و قدرتمندی می‎بخشد. اصطلاحاً آن را LFE) Low Frequency Effect) نیز می‎نامند.














نوع مطلب : عمل‎کننده‎های صوتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : Dolby Digital، سیستم صدای دالبی چیست؟،

       نظرات
شنبه 21 دی 1392
ناصر حافظی مطلق

تیرماه امسال و درست بعد از وقتی که  دکتر احسان تهامی بلافاصله پس از جلسه دفاع دکترایش بدون یک ثانیه مکث و درنگ تمام کتابفروشیهای تهران را گشته بود برای پیدا کردن یک مرجع مناسب درس "مقدمهای بر مهندسی پزشکی" و چند تایی کتاب هم پیدا کرده بود اما هیچکدام باب دلش نشد،  بلافاصله به من زنگ زد با مضمون دعوت به همکاری برای نگارش یک کتاب مسألهمحور برای "مقدمهای بر مهندسی پزشکی". او در همان موقع تمام دفترچههای سؤالات کارشناسی ارشد و دکترای "مقدمهای بر مهندسی پزشکی" دانشگاههای مختلف را هم خریده بود.
به ما دو نفر سرکار خانم مهندس داورینیا هم که مدتها دروس حوزه مهندسی پزشکی را تدریس کرده بود، پیوست.
در آغاز کار، به انجام رساندن کار کتاب بسیار دوردست به نظر میرسید اما هیچکدام از ما نمیدانست که معجزه خیلی زودتر از این حرفها آغاز شده است.
هر هفته دوشنبه ظهر جلسه مشترک تدوین کتاب به شکل منظم برگزار شد و اوائل مهرماه بود که تقریباً کار تدوین به مراحل انتهایی خود رسید و فقط چند مسأله بهنظر لاینحل باقی ماند.
حالا باید دنبال ناشر میگشتیم. ناشر اول بعد از یک ماه امروز و فردا کردن درخواست ما را رد کرد. ناشر دوم کار را قبول کرد اما با این شرط که تمام هزینهها را نویسندگان بپردازند. ما هم قبول کردیم اما روند کار به اندازهای کند بود که منصرف شدیم. ناشر سوم تلفنی گفته بود که من بلد نیستم معجزه کنم و کتاب شما به زمان مقرر نخواهد رسید و هیچ کدام از این ناشرها نمیدانستند که معجزه خیلی زودتر از این حرفها آغاز شده است.
فقط خاطرم هست که دانشجویی علاقهمند، خیلی اتفاقی کتابی به من معرفی کرد که نام انتشاراتش "گسترش علوم پایه" بود و دقیقاً همان روش نشری را داشت که دنبالش بودیم. در کمال ناامیدی همه ما، احسان تهامی کمر همت بست و به تهران رفت و با این ناشر جدید به مذاکره نشست و اینجا تازه فهمیدیم که معجزه خیلی زودتر از این حرفها آغاز شده است.
رییس انتشارات، "دکتر مسعود نیکوکار" بود که همه ما او را میشناختیم. نسل ما با کتابهای "معادلات دیفرانسیل" و "ریاضی مهندسی" و "آمار و احتمالات" او بزرگ شده بود. اما آن روز تازه فهمیدیم که "دکتر نیکوکار" به معادلات زندگی و فرکانسهای امیدواری و احتمالات موفقیت هم تسلط کافی دارد.
از آن روز به بعد همکاری پایاپای نویسندگان و پرسنل انتشارات ادامه داشت. در زمان اندکی کار ویرایش و صفحهآرایی و طراحی جلد همه به شکل معجزهوار انجام شد. حتی انتشارات گسترش علوم پایه جور کمکاری طراحان سؤالات کنکور را هم کشید و تمام شکلهای بیکیفیت دفترچههای آزمون را دوباره ترسیم کرد. تهامی هم در بیست و چهار ساعت شبانهروز در حال پیگیری بود.
ساختار کتاب از یک درسنامه جامع اما در عین حال جمع و جور به همراه سؤالات طبقهبندی شده و پاسخ تشریحی سؤالات تشکیل شده بود و این یعنی همان چیزی که درس "مقدمهای بر مهندسی پزشکی" کم داشت.
در بیست روز آخر هر کدام از ما با وجود بیش از ده ساعت تدریس روزانه در چند دانشگاه فقط برای به سرانجام رسیدن کار بیش از دو یا سه ساعت در شبانه روز نخوابیدیم و جالبتر از آن داستان جدال ما و آن چند مسأله ظاهراً لاینحل در دقایق پایانی بود که هر کدام بعد از یک یا چند شبانهروز کلنجار رفتن،  اکثراً در حوالی ساعت 4 یا 5 بامداد حل میشد. یکی از این مسائل بدجوری به بنبست خورده بود ولی راهنمایی کوچک یک استاد قدیمی راه بسته را گشود. جدال مسائل سخت و آدمهای شکستناپذیر خاطره خوبی بود که یک کار گروهی به یاد ماندنی به خاطراتم افزود. اینک نسخه نهایی کتاب بیش از 200 مسأله و مثال حل شده دارد که رکوردی دست نیافتنی در حوزه مهندسی پزشکی است.
یک کار اداری طولانی بهمنظور گرفتن یک گواهی اشتغال به تدریس از دانشگاه پیام نور جهت ارسال به دفتر انتشارات را یک کارمند ساده دانشگاه پیام نور در عرض مدت کوتاهی انجام داد در حالی که من فقط تلفنی این درخواست را به او داده بودم و آنجا فهمیدم که انسانهای بزرگ فقط مخصوص کتابها و داستانها نیستند.
شب یلدا، کار ویرایش و بازبینی نهایی به اتمام رسید و کتاب در روز هفتم دی ماه  درکتابخانه ملی ثبت شد. شش ماه کار بی وقفه اینک معجزه وار به سرانجام  رسیده بود.
البته بدون شک هیچ کاری بدون نقص نیست اما قطعاً انجام دادن یک کار حتی اگر دارای نقص باشد بهتر از هیچ کاری انجام ندادن است. به هر حال سال 1392 سال پرکار و سختی بود اما معجزات خودش را هم داشت. به دانشجویان پنج دانشگاه قول داده بودیم که کتاب را به آزمون کارشناسی ارشد امسال برسانیم و با یاری همراهان معجزهگر به قول خود وفادار ماندیم.
 و زیباترین بخش کتاب به اعتقاد من صفحه تقدیمش بود و تقدیم شدن کتاب به مردی که پدر مهندسی پزشکی خراسان است. استادی که با وجود تمام مخالفتها و انتقادهای سختی که به او داشتیم همیشه با متانت به حرفهای ما گوش کرد و به ما آموخت که ابعاد انسانیت و اخلاق بسیار فراتر از منش سیاسی و چارچوب اعتقادی است.
و در نهایت باید عرض کنم که تمام این داستان را گفتم صرفاً برای این که بگویم:
 
جناب آقای دکتر سیداحسان تهامی
و
سرکار خانم مهندس فاطمه داورینیا
 
از تیرماه تا دیماه راه سختی توأم با فراز و نشیبهای بسیار طی شد. تنها باید اعتراف کنم:
همکاری با شما برای مردی که افتخارات چندانی ندارد، افتخار بسیار بزرگی بود.
 
 با احترام
 ناصر حافظیمطلق
 دیماه 1392




نوع مطلب : دستگاه‎های اندازه‎گیری، ابزار دقیق پزشکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 8 دی 1392
ناصر حافظی مطلق